کد خبر: 5639 | زمان مخابره: ۱۰:۰۰:۳۴ - یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ | ۱ نظر | دفعات مشاهده : 1,588 | چاپ چاپ |

گلچینی از اشعار محرم و نثر ادبی عاشورایی(۱)

خواهر حلالم کن

خواهر حلالم کن   عازم به میدانم
ــــــــــــــــــ
دلتنگ   دیدار خیل  شهیدانم
ــــــــــــــــــ
خواهر تو در هرجا همسنگرم بودی
هم خواهرم بودی ، هم مادرم بودی

هم مونسم بودی ، هم یاورم بودی
خواهر به خون بینی اینجا تو غلطانم
ــــــــــــــــــ

خواهر تنم گردد درخاک وخون ، غلطان
در  قتلگه  افتد  این  پیکرم  عریان

بر روی نی  گردم  من  قاری  قرآن
من  معنی  سرخ  آیات  رحمانم
ــــــــــــــــــ

ای خواهرم دیگر روز  جدایی  شد
این  لحظه  سخت  دردآشنایی  شد

از  غربتم  دیگر  وقت  رهایی  شد
من راهی باغ دیدار جانانم
ــــــــــــــــــ

خواهر تو خود دیدی رنج وبلا دیدم
هم لاله ها پرپر  هم  کشته ها  دیدم

بر خاک این صحرا دست  جدا  دیدم
لب تشنه جان داده شش ماهه عطشانم
ــــــــــــــــــ

باکا م خشکیده  باید  دهم  سر را
با خون کنم برپا آیین  داور را

باید  کنم  احیا  دین  پیمبر  را

گردم شهید آری با کام عطشانم
ــــــــــــــــــ

دیدار  جانانه  شد  آرزوی  من

من عاشق حق ، او مشتاق روی من

دشت منا گشته این خاک کوی من
این روز عاشورا شد عید قربانم
ــــــــــــــــــ

خواهر به جای من خود یار طفلان باش
همصحبت و مونس بهر یتیمان باش

ماه  دل افروز  شا م غریبان  باش
من بر فراز نی   همراه طفلانم
ــــــــــــــــــ

خواهر  پذیرا  شو از  من  سلامم را
کن منتشر هرجا خونین  پیامم  را

جاوید  کن  در این  عالم  قیامم  را
آیات قرآن را بر نیزه می خوانم
ــــــــــــــــــ

خواهر تو بعد از من پیک شهیدانی
تو حنجر سرخ یاران قرآنی

من باشما هستم تنها نمی مانی
در هر کجا خواهر من با یتیمانم – سید حبیب حبیب پور

————————-
یازینب(س)

غم مرگ تو را با که بگویم
نشانت را دگر از کی بجویم

الا ای آفتاب حسن یزدان
بود با نعش پاکت گفتگویم

بجای لب، بریده حنجرت را
گهی با اشک بوسم، گه به بویم

ببین ، تشنه تمام جان زینب
ز خمّ عشق خود پرکن سبویم

ببین از نیزه، کوفی، تازیانه
زند گاهی به پشت و گه به رویم

به نعش بی سر تو جان سپردن
بود والله تنها آرزویم

دگر چشمم نمی بیند به جز تو
سپید از داغ تو گردیده مویم

میسر نیست تا خونین تنت را
به اشک  غرق خون دیده شویم

به نیزه می بری جانا دل از من
که من مجنون این روی نکویم

چودیدم مادرم بالینت آمد
بشد خاموش دیگر های و هویم

به حالش اشک از دیده فشاندم
خمیده قد چو می آمد به سویم

خدایا بر زمین افتاده اینجا
تمام هستی من، آبرویم

ندارم تاب بنشستن نه رفتن
نخیزد ناله دیگر از گلویم

خدایا هستی ام از دست من رفت
گلم، باغم، بهارم، آرزویم  –  غلامعلی رجایی
———————————-
مرثیه عباس(ع) و آب 

مشکت تهی دستت جدا افتاد عباس

وا غربتا در خیمه‌ها افتاد عباس

وقتی که فریادت اخا ادرک اخا بود

زینب ندای بی‌کسی سرداد عباس

وقتی حسین از خیمه‌گه پر زد به سویت

طفلان زهرا سر به خاک افتاد عباس

آب از زمین فریاد سر می‌داد افسوس

ما را زمشک تو فراق افتاد عباس

در خیمه طفلان حسین ما را نظر بود

اما چرا این افتراق افتاد عباس

برخیز تا این آسمان شرمنده سازیم

وقتی که حاکم می‌شود بیداد عباس    –   عبدالله عمیدی

—————————-

 

كلمات كليدي: , ,


۱ ديدگاه مطلب براي " گلچینی از اشعار محرم و نثر ادبی عاشورایی(۱) " ارسال شده است.

  1. احمد می‌گه:

    سلام چرا شعر ترکی نوشتین

ارسال نظر


پربازدید هفته
آخرین خبرها
خروجي RSS
آترين استخدام قيمت گوشي
كليه حقوق براي دزفول | پایگاه خبری و اطلاع رسانی دزفیل | Dezful|خوزستان محفوظ است .